خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 88(1)
اول وقت عفت من را از خواب بیدار کرد. گفت روزه می گیری یا نه ؟ گفتم آره من بیام از علی [خامنه ای] تقلید کنم. خوابم میاد حیف که بهش قول دادم برم نماز [عید فطر] را پشتش بخونم. قرار در ازایش یک کاری واسه قضیه این اعترافات این بچه فوفول ها و مهدی [هاشمی] بکند. اگر خوب تا کند در مجلس [خبرگان] هم کاری بهش ندارم. برای نماز که رفتم من را به سمت اون [محمود احمدی نژاد] راهنمایی کردن من هم محل سگ بهش نذاشتم رفتم بین [علی] اردشیر [لاریجانی] و [امامی] کاشانی.
دوباره این [علی خامنه ای] دارد خطبه ها رو کش می دهد.برایش یک مسیج زدم. فقط نوشتم خبرگان. دیدم که مسیجم رسید. حساب کار را کرد و چند دقیقه بعد گفت : اعترافات افراد علیه فرد دیگر حجیت شرعی ندارد. بد نبود اما خوب مهدی ما که پرید گور بابای بقیه.
رفتم خانه دیدم گشنه هستم. به عفت گفتم ناهار درست کن با این حرفی که علی زد حیف است ناهار نخوریم.
